1/3

سوغاتی  دستهای توست

سینه های من

 

 

1/3

من ماهی کوچکی هستم

که دارد

در اب رودخانه حل می شود

تا به دریا بریزد

 

 

4/3

تو که چشمهایم را باور می کنی

پس دستهایم می لرزند

از دیشب

بیا بهشان بگو

زود برگردی

و بعد می گذاری

بین دستهایت بازی کنند

روی سینه ات

بگو زیاد لب می دهی

 

 

5/3

شوهر کوچکم را توی سبد می گذارم

و می برم خرید

 

 

5/3

اختیار تمامم را داری

و اختیار تمامت را

اما وقتی لبهایت را نمی دهی بخورم

نگو چرا گریه می کنی

 

 

6/3

ازبس دلم بزرگ شده است

اما تو هی می گویی

خانم کوچولو

خوب غصه می خورد

دلم که بزرگ است

من هی می گویم

لابد خوب است

ما را دوست دارد

به ما حرف بد نمی زند

 

6/3

لحظات شیرینی که منتظرت بودم

و لحظات دردناکی که منتظرت بودم

لحظات شیرینی که منتظرم بودی

لحظات دردناکی که منتظرم نبودی

 

 

 

8/3

من همان اتفاق ساده ام که سالها دنبالش بودی

یک کم لاغرتر

یک کم جوش جوشی تر

یک کم کثیف تر

یک کم شلوغ تر

یک کم لوس تر

اما  همان  تفاق ساده ام

 

 

9/3

باد که نمی امد

اما مرا باد برد

و انداخت توی بغل تو

 

 

 

10/3

یک باغچه توت فرنگی

پرپر

برایت کاشته ام

ویک دشت پرپرتر از انگور

که شراب انگور

و دلستر طعم توت فرنگی

برایت درست کنم

 

 

12/3

نباشی

خشک می شوم

و بهار که بیاید

دل همه برایم می سوزد

 

 

13/3

شب شلوغی بود

توی فرودگاه

و من تورا می بوسدم

که برمی گشتی

و برای همیشه می ماندی

توی بغلم

 

 

15/3

نام تورا تکرار می کنند

گندمزارهای اوازخوان

ودر فکر تو شناورند

درختهای ساکت

 

 

17/3

یک شب که تو گمشدی

یادم نیست بقیه اش

من هم گم شدم

معلق میان  هیچ چیز

 

 

 

19/3

به به

به این شکلات تخته ایی خیلی بزرگ

چقدر خانوم نشسته اند تا یبایی  بخورییش

یعنی می ایی؟

 

 

21/3

من عاشق بغلت بودم

بعد بود که عاشق تو شدم

 

 

21/3

اول عاشق من باش

دوم عاشق من باش

...