۱.

ژنرال

دلم برایتان تنگ شده

ژنرال

جنگ بی شما حال نمی دهد

ژنرال

لبهایتان را می خواهم

و انگشتانتان را

و موهایتان را

که بهم بریزم

۲.

مگر دریا می تواند بخار شود و ماهی هایش را تنها بگذارد؟

   

۳.

پروانه بود چند تا

و دور دستهایت پرواز می کرد

و توی چشمهایت

و روی لبهایت

چند تا بنفشه صورتی روییده بود 

 

۴.

دستم که خورد به دستت

تنم اتش نگرفت

-اولین بارش که نبود-

دستم که خورد به دستت

تنم ارام شد.

 

 

 

۵.

باز یک جغد گنده سفید می خواهد

 موش کوچولو سفید مرا بخورد

چند شبی است کمین کرده پشت پنجره

تفنگم کجاست؟  

 

 

۶.

دلمان نیامد سبزه مان را

بیاندازیم توی رودخانه

همین طور ماند روی کابینت اشپزخانه

زرد شد و دراز و بوی گند گرفت

مجبور شدیم بیاندازیمش توی

سطل اشغال

 

۷.

دستهایم در دستهایت

ماه اهسته می تابید

تا کسی بیدار نشود

ما اهسته همدیگر را می بوسیدیم.

 

۸.

از من گذشت 

 رودی که به دریا می ریخت

-یک درخت تنها در انتضار رود بعدی-

 

۹.

خنک شد هوا

وقتی

دو پرنده شاد

از چشمهایت

دویدند

توی چشمهای من

 

 

 

۱۰.

ادامه می دادم راهم را

مثل بالارفتن یک حباب

در وحشت شدید ترکیدن