P

فرقی نمی کند

خیلی دور

خیلی خیلی دور

خیلی خیلی خیلی دور

تو همیشه اینجایی

درست اینجا

نه نه

آها همین جا

 

 

P

یک رودخانه کوچک راه افتاده بود

تا به دریا برسد

دیگر یرای همه دیر بود مانعش شوند

 

P

بوی بهار می گیرد

کوچه ها پشت سرت

خیابانها پشت سرت

شهر پشت سرت

و تو هی دورتر می شوی

 

P

چند تا

گل آفتابگردان بزرگ

توی باغچه ات روییده اند؟

 

P

برای تو زندگی می کنم

برای لحظه هایی که یادت می افتم

و لبهایم

ناخوداگاه

شبیه خنده می شود

و چشمهایم

همانطور که می دانی

 

P

مورچه هایی که می رفتند مدرسه یادت هست؟

مدادهایشان را جا می گذاشتند، یادت هست؟

باید برمی گشتند خانه، یادت هست؟

امروز دلم برای قلقلکی بودنت تنگ شده بود.

 

P

از خورشید

یک دسته پروانه

راه افتادند به سمت ماه.

عجیب است.

 

P

پاییز آمد

بی تو

بی تو

بی تو

بی تو

بی تو

 

P

ته ته دنیا

انجا که دیگر داریم به خورشید می رسیم

کسی به من فکر می کند:)

 

P

شعرهای بلندی هستند

که هیچ وقت نوشته نشدند

اما پر بودندز جمله دوستت دارم

یسبار دوستت دارم

 

P

1.نیستی دلم می گیرد

انگار هوا همه اش دم دارد

و باران هم نمی تواند ببارد

همه ش دارم خفه می شوم

 

2.از این بمبهای mine sweeper

منفجر می شود

توی دلم

توی چشمهایم

توی دستهایم

اما بازی تمام نمی شود

 

3.بازی تا توی بغلت برسم

تمام نمی شود

مگرنه؟