۱.

يک عالمه موزاييک

از اندازه يک کف دست

تا ابعاد يک جنگل بزرگ

يک عالمه موزاييک

هم اندازه

 مربعهای ۳۰*۳۰

۲.

ديشب خواب ديدم

خلبان يک جنگنده خيلی خيلی پپشرفته بودم

هواپيمای من تير خورد

چشمهايم را بستم و eject کردم

رفتم بالا خيلی بالا

چشمهايم را که باز کردم توی بغل تو بودم

آن بالا

۳.

ديشب که باران می آمد مثل سيل

و ما ترسيده بوديم -و دعا می کرديم-

کسی چه می دانست

گردباد مرا با خود برد

به کوهپايه ی کوهی که تابه ابد بلند است

و باران ميزند نم نم بر گلهای وحشی دامنه

۴.

شجاع باش که چشمهای خدا دوخته شده است و

چشمهای من و

چشمهای همه ستاره ها و

چشمهای همه سنجاقکها به

چشمهای تو

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
sajad

يه جوری نوشتی نظر بدين که آدم دلش ميذوقه و نمی توه نظر نداده بره!مثل اون گربهه توی شرک!! حتی اگر بدونه که تو نمی دونی بايد کامنت هاتم ببينی!

sajad

کاپشن پوشيدم... باران آمد دهان باز کردم تا از آبی آب بنوشم.... زبانم را که باز هزار زحمت در دهانم جاداده بدوم بيرون افتاد و تمام سراميک ها را طی کرد!

دزد ادب بی ادب

ميدانم تمام شعرهای عاشقانه دنيا را شاعرانشان به تو بخشيده اند چيز زيادی نمانده است برای من جز خودم (;

adood

انتظار نداشتم به اين زودی دوباره نوشته باشی! خوب بود! :)

مجتبي(دزد بوسه ها)

سلام . خوب خوندم و اومدم . خيلی خيلی قشنگ می نويسيد . من به این مدل نوشته ها می گم چرب ! يعنی به دل آدم می شينه . خيلی زيبا بود . يا علی .دزدی بوسه عجب دزدی پر منفعتی است ... که اگر بازستانند دوچندان گردد

مجتبي(دزد بوسه ها)

راستی اگه اجازه بدين لينکتون کنم .از تبادل لينک خوشم نمی آد چون ممکنه يکی تو رودربايستی بمونه . من از اينجا خوشم اومده و لينک می کنم . پس شما تعهدی ندارين . يا حق .

فاطمه قديمي

هوي! گوسفند عوضي! از بس شماره ات رو گرفتم انگشتم تاول زد. ديگه هرگز! بهت زنگ نمي زنم. حتا روز تولدت. نكبت!