از اوج پرت كردنند مرا
در رودخانه‌ايي
كه عمقش يخ بسته بود
وقتي چشم باز كردم
ماهي‌هاي يخ بسته بودند
جلبك‌ها
و شايد
گنج‌هاي دزدهاي دريايي فراموش شده
مي ترسم از زندگي

/ 3 نظر / 2 بازدید
فاطمه

قشنگه. مال خودته؟

sajad

ته دريا يه ماهی هست که هر وقت می رم دماغمو گاز می گيره می گه بازم تويی؟؟؟؟؟ اما من بازم می رم همون جا!!!

fateme ghadimi

گوسفند! من تلفن خونه ام دو هفته اس که قطعه! يعنی يه طرفه هس. تو گوسفند نبايد حال منو بپرسی؟ ازت متنفرم!!!!!!!!