<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

ü         قاطی کلمات نمیشوم که گیر می افتم

لپ مطلب این است:

می خواستم با تن ارام به تو فکر کنم

اما مدام خاطره ای

و تمام تنم که بیدار میشود.

 

ü         دلم که تنگ شد

که از پله ها پایین رفتی

که صدای در امد و خورد به هم

که دور شدی

باد گفت هنوز بوی تو میدهد

درختها

و گنجشکها هم

گفتند:غصه نخور خانوم کوچولو

عین کلمه های تو

 

ü        دلت که برایم تنگ شد،بیا لب حوض

 

ü         وقتی امدی

دلم یک شعر خوب خواست

که موهایم را در باد تکان دهد

وتا ساق پاهایم را فرو ببرد در اب دریا

و مرغهای دریایی بالای سرم بخوانند

 

ü         میگذاری با دستهای خونی

بروی صورتت علامتهای سرخ پوستی بکشم

و بعد دور نی نی مان بچرخیم

جیغ بکشیم؟

شاید خوشش بیایدها

 

ü         سینه هایم

-بک جفت دوقلوی بازیگوش-

از صبح زود

ارام ارام

روی پله های جلوی در نشسته اند

میگویند

دیشب خواب دیده اند

می ایی

 

ü         یواشکی

یعنی من توی دفترم بنویسم یواشکی

بسیار عاشقت هستم یواشکی

و تو  که رد میشوی از کنار دفترم

فکر کنی چه بوی عجیبی

و من سرخ شوم یواشکی

 

ü         بخند

همیشه

وقتی دستهایت را تکان میدهی

که خداحافظ

دلم میخواهد لااقل دستهایت را با خود ببرم

 

ü          دلم بویت را می خواهد

میخواستم انروز که اینجا بودی هوای اتاق را بردارم ها

دلم نیامد

شبیه دختربچه هایی بودند که تازه به سن بلوغ رسیده اند

اول خوشگذرانیشان بود

 

ü         شب که شد گریه ام گرفت

تو نیامده بودی

خوش نمی گذرد اگر

هوایی که تو بلعیده ای در اتاق نباشد

 

ü         هي مي گفتند"مي شود کمي برويد ان ورتر؟" و من مي رفتم

تا يک خانوم چاق ديگر هم روي صندلي عقب اتوبوس بشيند

رفتم و رفتم تا افتادم بيرون از پنجره

توي هوا خيلي کيف داد

اما زير چرخ ماشين ها زياد نه

 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
سهيل

لب حوض ماهيها را نگاه کنم يا عکس خودمو خانوم کوچولو؟

بادبادک

همه چيز عادی به نظر مي آمد/ نمی دانستم اتوبوسی که از مقابل می آيد برای من غم به هدیه آورده است/از مقابلم پيچيد/ سراج-امامت/ و اينجاست که پيانیست صحنه/ محکم و ممتد می نوازد/ کارگردان کجاست که اعلام کند CUT؟

سجاد

چرا هر وقت از خانه به اينجا سفر می کنم يادم می افتد که شلوارم را بالا بکشم؟