1.
کم کم دارم هول می شوم
مثل دختری که امده اند خواستگاریش
وحالا باید با داماد تنها حرف بزند
مثل شب عروسی اش دارد تمام می شود
و باید اماده شود...
یک جور اضطراب خیلی شیرین
قلبم تند تند می زند
یک کم تب دارم
شاید اشتهایم هم کور شده باشد
زیاد طول نمی کشد
تا تو را ببینیم همه چیز ارامش می شود
باورنکردنی

2.
اینها را چند ساعت قبل از امدنت می نویسم یعنی قبل از دیدنت
دلم شده اندازه ی یک نقطه مثل نقطه ی نون همین نقطه ایی که الان نوشتم
(چقدر نقطه در نقطه شد)
خیلی عزیزی
خیلی باارزشی
خیلی بزرگ

3.
یک الهام چلاق(املایش درست است؟) که دارد شرشر گریه میکند،دلم برای همه چیز تنگ خواهد شد،برای روزهایی که خیلی بامزه بودم(میدانم لااقل خودم با خودم حال می کردم) برای آهنگهایی که از موسیقیشان لذت بردم و هیچ وقت اصرار نکردم بفهمم خواننده ها چی می خوانن،هرچند اصرار داشتم کسی روی اهنگ زر بزند
یک الهام چلاق چلاق که بیاد نمی اورد وقتی تو نبودی چطور زندگی می کرد که حالا همان کار را بکند و این مثل یک چماق هی می خورد توی سرش
می دانی عادت ندارم نه به گذشته نه به اینده اویزان شوم،مثل بچه ها دلخوشم به حال
به همین پای شکسته که من را این همه از تو دور می کند دعا کن برایم خدا نگذارد غرق شوم دیگر چیزی لز دست من ساخته نیست

4.
معشوق من چقدر ارزش نوشتن دارد
سوال خوبی ست که به گریه ام می اندازد
تا امروز چقدر باد وزیده است؟
چقدر اسمان ابی بوده است؟
چقدر زود بزرگ شدیم؟
چقدر طول می کشد تا من تورا سیر ببینم

5.
من همچنان که چلاق چلاق شده ام و گویی قرار است حالاحالاها بمانم
-یادت هست وسط خیابان کور شدم و تو مرا می بردی بکوبانی به تیرچراغ برق؟-
دلم برای بوسیدنت تنگ شده است.et toi?

6.
می بینم
یک عالمه ماهی دارند شنا می کنند به سمت جنوب
از رنگهای مختلف و طرحها
به عیادت من می ایند
یا از عیادت من برمی گردند
نمی تواند کسی کاری کند که باور کنم
همه ی دنیا برای خوب شدنم دعانمی کنند.
عاشقت هستم به خاطر همه ی عشقت
محبتی که یک ذره اش کافی است دنیا خوشبخت شود.

7.
من در یک ظرف سوپ افتاده ام
و تلاش می کنم سوار شوم روی یک هویج
وخودم را برسانم به ساحل بشقاب
این تمام چیزی ست که خدا از ان بالا می بیند

8.
به جای این جیم جیمی که دارم با تمام وجود می مکم
والان تمام شد
باید تو را بمکم که به این راحتی ها تمام نمی شوی;)


9.
هرگز نگو:"خانوم حالشان را کرده اند،دیگر دلشان نمی خواهد..."
خانوم همیشه در حسرتند
حسرت نگاههایتان
لبهایتان
انگشتهایتان
...
لبهایتان
نگاههایتان
کابوست می شوم اگر بعدازمرگم،هفته ایی یکبار نبش قبر نکنی
و حسابی نگایی ام.


10.
راه طولانی تر از ان است که اگر تا ابد ادامه دهیم،تمام شود.
برگردیم؟

11.
مرسی بابت همه چیز
به خاطر خودت
به خاطر خودم
به خاطر همه ی دنیا
هر چیزی که تنها وفتی تو هستی معنا دارد.

/ 9 نظر / 4 بازدید
علی چلچله

پرنده ها خيلی بايد مواظب علامت «داريد به آخر آسمان نزديک می شويد» باشند اگر يک پرنده ای با آخر آسمان برخورد کند. ديگر نمی تواند پرواز کند.

آریانام

اون کور و تير برق و يه جا ديده بودم شايد خودت بودی!!! من می خواستم بلاگت رو به ديگران پيشنهاد بدم اما خودم شرمنده گون بی خيال شدم

sajad

اون آريانام من بودم سوتی دادم يادم رفت پاک نکردم!!!!

فاطمه قديمي

خاك تو سرت! چرا افتادي به زر و زر؟ گائيدن يعني چي؟ مستهجن! ميدم فيلترت كنن. جو گير! بيچاره! كي مياد به معشوقش بگه:"عزيزم! مرا بگا!"

فاطمه قديمي

هو! راستي؟ بادبادك اول اسمش ميم بود يا كاف؟

بادبادك

اگه وسط جيم جيم خوردن منصرف بشي کار راحته/ اما بقيه چيزها شايد .....D: اميدوارم منصرف نشی

بادبادك

سالها طول کشيد تا فهميدم I am agree with you نيست بلكه I agree with you. چقدر طول ميكشد كه بفهمم "گا..." هم عاشقانه است؟ /چي؟/ لزومي ندارد حتما comment بگذارم؟/ Ok

سهيل

بالغ شدي. نميدونم تو شاعری يا عاشقی يا هردو؟ (يا هيچکدام که البته هيچکدام هيچوقت گزينه صحيح نيست.)

س

دستهايم در پوست گردو بودند و گرنه طولانی تر می نوشتم!